تاریخ خبر:۴:۵۶ ب.ظ شماره خبر:519

جریان فتنه ۸۸ زاییده جریان انحرافی واقعی

یادداشت مهندس محمدجواد جلال فرد دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی دانشگاه تهران پرده اول: حوادث بعد از انتخابات سال ۸۸ را می توان از دوجنبه واکاوی نمود. نگاهی مبتنی بر اینکه ماجرا از صفر تا صد با همه عناصر آن توسط بیگانگان برنامه ریزی شده است و مشتمل بر دلایل متقن و مستحکمی در…

یادداشت مهندس محمدجواد جلال فرد دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی دانشگاه تهران
پرده اول:
حوادث بعد از انتخابات سال ۸۸ را می توان از دوجنبه واکاوی نمود. نگاهی مبتنی بر اینکه ماجرا از صفر تا صد با همه عناصر آن توسط بیگانگان برنامه ریزی شده است و مشتمل بر دلایل متقن و مستحکمی در سطوح رده اول معترضان نیز می باشد. نگاهی که غالبا توسط اصول گرایان حزبی برای حذف رقیب سیاسی خود بسط داده می شود. نگاه دوم ضمن پذیرش ارتباط گسترده محرکین رده اول با بیگانگان، امکان پذیرش این موضوع که همه معترضین روزهای اول که از طیف های گوناگون بودند، سرسپرده یا مغفول سرویس های جاسوسی بیگانگان هستند، متوهمانه دانسته و دلیلی برای فرار رو به جلوی مسئولین وسیاسیون از احزاب مختلف جهت عدم تحلیل و پاسخ گویی به واقعیتی اصیل که سبب اعتراضات گسترده در سال۸۸ شد، میداند. نگاهی فارغ از زد و خوردها و تصفیه حساب های سیاسی و حزبی، نگاهی بر اساس نگاه عدالتخواهانه بدون قبیله گرایی سیاسی.
پرده دوم:
گروه های معترض را می توان به چند دسته تقسیم بندی کرد.
الف) گروهی چند صد نفری که گردانندگان به ظاهر اصلی و طیف افراطی معترضین بودند، که هدف آنان تغییر بنیادین در ساختار حاکمیت بود. فارغ از هر نتیجه انتخابات، این گروه به دنبال اهداف مغرضانه خود بودند. مصاحبه میرحسین موسوی روز قبل از انتخابات با نشریه آمریکایی و اعلان این موضوع که جمهوری اسلامی باید دست به تغییرات بنیادین در ساختار حاکمیت خود بزند و همچنین عملکرد ستاد انتخاباتی وی از همان ابتدا با تشکیل کمیته صیانت از آرا و ده ها فاکتور واضح دیگر نشان از انگیزه واقعی این طیف دارد. گروهی با عده قلیل ولی موثر که بر موج اعتراضات سوار و این موج را به سمت اهداف خود منحرف کرد. افرادی که بعدها به حق، فتنه گر لقب داده شدند. افرادی که یا دستگیر شدند یا اکثرا پناهنده سیاسی به غرب شدند.
ب) جریان حاکم بر مدیریت کشور در طی ۲۴ سال ابتدای انقلاب، کسانی که داعیه دار انقلاب و خود را میراث دار انقلاب در تمام سطوح میدانستند. افرادی که به یک باره بعد از۲۴ سال در دوره ۸۴ تا ۸۸ از ساختار کلان مدیریتی برکنار و عملکرد چندین ساله آنان زیرسوال قرار گرفت. این تفکر که ریشه در تفکر هاشمیسم دارد- خطبه جنجالی هاشمی در سال۶۸ درباره مانور تجمل مسئولین و همچنین حلقه بسته مدیریتی در کشور در دوره های مختلف- از همان ابتدای دولت نهم بنای مخالفت را با دولت مردان علنی کردند. از صحبت های خود آقای هاشمی در سال۸۴ که دولت نهم را به ابر سیاه سایه افکنده بر کشور قلمداد کرد تا صحبت های نوبخت در سال۹۳ در برنامه شناسنامه که ابراز داشت هیچ گاه دلشان با منتخب مردم در سال۸۴ صاف نگردید و هیچ گاه او را به عنوان نماینده ملت نپذیرفتند، را میتوان مشتی از خروار بیان نمود. این گروه چندهزار نفره نیز با قلت افراد جزو موثرین در اعتراضات ۸۸ بودند. نمادهای حاکمیتی که در آن دوران حتی بر طبل بی آبرویی خود برای رسیدن به اهدافشان مینواختند و اینگونه القا میکردند که تقلب در همه دوران مرسوم بوده است اما چرا دوران مسئولیتشان ساکت بوده اند را هیچ گاه بیان نکردند.
ج) گروهی از افراد که بدون دلیل و بیشتر با توجه به فضای به وجود آمده در صف معترضین قرار گرفتند. فضای به وجود آمده در مناظره ها و همچنین عملکرد شبهه انگیز برخی از اعضای شورای نگهبان در حمایت از کاندیدای خاص و برخی از نهادها و برخی اقدامات نسنجیده، تاحدودی زمینه ساز حضور این افراد در کنار معترضین بود. گروهی که نه مخالف نظام و نه مخالف اسلام بودند اما متاسفانه در این جریانات احتمالا با نسبتی اندک به معاندین تبدیل شده اند.
د) مهم ترین گروه چه از لحاظ کثرت و چه از لحاظ تاثیرگذاری گروه چهارم معترضین است. گروهی که عموم معترضین را دربر میگیرد. طبقه متوسط نو ظهوری که زاییده و حاصل جریان انحرافی حاکم بر اقتصاد و سیاست و فرهنگ در دهه ۷۰ است. طبقه ای که به دنبال رفاه بیشتر نه برمبنای عدالت برای عموم که برای قشر و قبیله هم تراز خود است، به دنبال سهم بیشتر از قدرت است، بر مبنای قدرت سیاسی به عنوان زیر مجموعه قدرت مالی، به دنبال تطبیق با ابر قدرت های جهانی برای استفاده و دسترسی بیشتر به امکانات رفاهی است. این طبقه تازه به دوران رسیده تاکید بر منافع اقتصادی دارد تا جایی که به هزینه سنگین مبدل نگردد. انقلابی گری های ۸۴ تا ۸۸ و اهمیت دادن به قشر مستضعف جامعه از لحاظ این طبقه نوظهور مطرود محسوب می شود و عملکرد دولت نهم ،تماما مبارزه با طبقه نوظهور را القا می کرد. به دلیل وجود انبوه این گروه، اکثر اعتراضات در مناطق بالای شهر و در شهرهای بزرگ کشور برگزار می گردید.
پرده سوم:
با گذر زمان و مشخص شدن ابعاد مختلف قضایا روز به روز شاهد ریزش معترضین بودیم. این ریزش به نسبت زمانی از گروه چهارم شروع و به گروه دوم ختم گردید. طبقه متوسط نوظهور اولین گروه جداشده از معترضین بودند که با مشاهده تندروی ها از جمله حمله به پایگاه بسیج و آتش زدن مساجد و غارت اموال مردم و بیت المال و …. و بالا رفتن هزینه های اعتراض از صف معترضین جدا شدند. جدا شدن این گروه به معنای پایان اعتراضات نبود بلکه تغییر ماهیت اعتراض بود که تا سال ۹۲ به اشکال مختلف ادامه داشت و در آینده نیز اگر تصمیمی برای حل این موضوع گرفته نشود حتی توان فروپاشی نظام را هم خواهد داشت. گروه سوم که با کنار رفتن غبار فتنه و عملکرد مسئولین نظام در تبیین ادعاهای دروغین فتنه گران مبنی بر تلقب بزرگ- به عنوان مثال اعلام آرای صندوق به صندوق توسط وزارت کشور- و چیره یافتن فضای منطقی بر فضای احساسی و رهنمودهای مقام معظم رهبری از صف معترضین جدا و بعد از توهین فتنه گران به امام حسین در صف مقابل فتنه گران قرار گرفتند. گروه دوم که خود را در ساختار حاکمیتی تصور میکرد بعد از صحبت های مقام معظم رهبری علی رغم میل باطنی و با توجه به فضای به وجود آمده در نتیجه عملکرد فتنه گران از صف خیابانی معترضان جدا، ولی به حمایت معنوی از معترضان می پرداختند که این خود مسبب ریزش جمع دیگری از معترضین می گردید، معترضینی که در عرصه خیابانی خود را تنها می دیدند، در عرصه رسانه ای، افرادی را سردمدار قضایا مشاهده میکردند که اهل هزینه دادن نبودند. تیر خلاص بر پیکر باقی مانده های معترضین که فتنه گران لقب داده شده اند را می توان در حماسه ۹ دی جست و جو کرد. خودشیفتگی فتنه گران و هجوم سریع به علقه های مذهبی مردم و نمادهای تعریف شده مذهب شیعه و شفاف شدن ماهیت فتنه گران، در روزهای سرد دی ماه، سبب شد که خون مردمان ایران زمین به خروش آمده و برای همیشه کار فتنه گران را یکسره کنند. فتنه گرانی که هنوز امید به بازگشت فضا به قبل از ۹ دی را دارند. به خیال واهی خودشان بعد از انتخابات ۹۲، فضا را مهیا برای بازگشت تصور میکنند، اما به گواه تاریخ، دشمنان شناخته شده امام حسین هیچ گاه در تاریخ با برند قبلی شان به عرصه سیاسی بر نخواهند گشت.
پرده چهارم:
با روی کار آمدن دولت یازدهم و بازگشت مدیران ۲۴ ساله انقلاب به ساختار مدیریتی، تهدیدی از جانب گروه دوم برای نظام در حال حاضر به معنای تغییرات بنیادین ایجاد نمیشود. گروه اول نیز علی رغم شانتاژهای رسانه ای دیگر توان بازسازی خود بر مبنای اعتراضات سال۸۸ را نخواهد داشت. مهم ترین مسئله نظام، اکنون و آینده گروه چهارم، طبقه متوسط نوظهور خواهد بود. بر مبنای ایدئولوژی موجود در این طبقه، هیچ گاه شاهد همراهی این طبقه نوظهور با نظام انقلابی اسلامی ناب مد نظر امام و رهبری نخواهیم بود و در صورت توسعه این طبقه و قدرت یافتن بی حد و حصر این طبقه، احتمال وارد شدن ضربه سنگین به نظام وجود خواهد داشت. نکته بینی مقام معظم رهبری در این عرصه ها به وضوح مشخص میگردد، زیرا تنها راه پیش رو برای کنترل و حذف این طبقه، تغییر الگوهای تربیتی از تمامی منظرها در عرصه های مختلف است. نرم افزارهای اداره کشور باید به سمت اسلامی شدن سوق داده شود. نه اسلامی شدن به لحاظ شعاری، بلکه اسلامی شدن به معنای واقعی کلمه، گسترش دین اسلام از ظواهر فردی به بطن و عمق زندگی اجتماعی. رواج الگوهای اجتماعی اسلامی مثل امر به معروف و نهی از منکر در سطح کلان و مسئولین، رواج مطالبه گری و عدالت خواهی بر مبنای نگاه ولایی و اسلامی و پایه ریزی تمدن اسلامی بر علوم انسانی اسلامی. برخورد شعاری با این تفکر و حذف عناصر این جریان کمکی به حل موضوع نخواهد کرد، مگر تغییر سبک اساسی در همه جنبه ها برای رسیدن به افق کلان تمدن اسلامی.


اخبار مرتبط

نظرات کاربران

  • توصیه ی اخلاقی و حقوقی

    نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا،نشر اکاذیب و تهمت و ... منتشر نمی شود

گالری عکس

کاریکاتور

فیلم